صد سال به این سال‌هاش!/ نگاهی به "نهنگ عنبر"

  • همين نيمه اول موفق فيلم نشان مي‌دهد كه او به خوبي هم فيلم‌سازي را مي‌شناسد و هم مي‌داند چه‌طور تماشاگرش را به سينما بياورد و چگونه روي صندليش حفظ كند.

    سامان مقدم كمتر از آن چه كه تصور مي رفت جايگاه قابل توجهي در سينماي ايران براي خود دست و پا كرد. او تجربيات ارزشمندي را در كنار چهار فيلم مسعود كيميايي كسب كرده بود و چنان در پشت صحنه آن ها پررنگ و فعال و با استعداد ظاهر شد كه نگارنده را علاقه مند كرد براي نخستين بار در گزارش توليد ضيافت(1374)، صحبت هاي يك دستيار كارگردان را هم انعكاس دهد، مطلبي كه در آن مقدم به عنوان دستيار، پنجمين فرد موثر فيلم معرفي شده بود و همان جا در صحبت هايش مي شد بلندپروازي هايش را ديد.

    موفقيت و توانايي هايش پس از فيلم سلطان هدايت فيلم را به عنوان يكي از تهيه كنندگان سينماي ايران مجاب كرد تا روي او سرمايه گذاري و با تهيه پنج فيلم نخست مقدم، او را به سينماي ايران معرفي كند. اين دو پشتوانه معنوي و مادي را اگر او در سينماي اجتماعي كه با دستياري در همين سينما آغاز كرد، به كار مي بست و با سينمايي از نوع كافه ستاره  شروع و ادامه مي داد شايد اكنون كارنامه پربا رتري را مقدم در سينماي ايران براي خود مهيا كرده بود و حتي طي هفده سال بيش از هفت فيلم ساخته بود. مقدم با اصرار به ساخت فيلم هايي در ژانر سينماي سياسي كه- لااقل دو فیلم نخستش سیاوش و پارتی- چندان هم تاثير گذار و موفق نبودند و حتي باعث عدم نمايش يكي از فيلم هايش شد عملا راه پرپيچ و خمي براي حضور سينمايی اش انتخاب كرد كه حتي چند سال پس ازهمين فيلم به نمايش درنيامده اش، صد سال به اين سال ها موفق به ساخت فيلمي نشد.

    او حتي با چرخشي در مكس نشان داد در آثار طنز هم مي تواند حرفي براي گفتن داشته باشد اما باز تا نهنگ عنبر ادامه نيافت. فيلمي كه بعد از كافه ستاره مي تواند كساني را كه در اين سال ها پيگير كارنامه اش بوده اند را دوباره اميدوار كند.

    البته اين به آن معنا نيست كه او در نهنگ عنبر كامل ظاهر شده  بلكه همين نيمه اول موفق فيلم نشان مي دهد كه او به خوبي هم فيلم سازي را مي شناسد و هم مي داند چه طور تماشاگرش را به سينما بياورد و چگونه روي صندليش حفظ كند.

     ويژگي نيمه اول نهنگ عنبر طنز شيرينش در بستر دهه شصت با طراحي صحنه و لباس و گريم و بازي هاي  قابل قبول آن است. كه البته اين موفقيت طنزبخش اول فيلم نيز بيشتر در پرداخت به اين دوره و يادآوري خاطرات آن سال هاي فراموش نشدني است تا قصه اي كه تم اصلي اش دلدادگي تكراري ارژنگ به رويا است كه حتي در نمايش تنهايي ارژنگ هم موفق پيش نمي رود و عشق و علاقه ارژنگ به رويا از كودكي هم تاثيري بر تماشاگر نمي گذارد. به همين دليل هم هست كه وقتي فيلم آن دوره را پشت سر مي گذارد و پس از اولين بازگشت رويا قصه ملات كافي براي درگيري تماشاگر با شخصيت ها را ندارد و در دايره تكرار حوادث، از تب و تاب مي افتد. اين جاست كه رضا عطاران هم قادر نيست لحظه هاي مفرح نيمه اول را تكرار كند.

    اما بخش نخست نهنگ عنبر همان قدر كه موفقيت براي سامان مقدم بوده، اوج هنرنمايي رضا عطاران است كه ديگر نشان مي دهد در بازيگري قله و اندازه اي ندارد. آن قدر درخشان سكانس هاي اجاره فيلم و جشن تولد و كنار آپارتمان رويا و سال های شصت را بازي كرده، گويي هم اکنون يك راست از آن دهه آمده است.

    سامان مقدم با كافه ستاره و مكس و نيمه اول نهنگ عنبر نشان مي دهد هنوز مي تواند كارنامه اش را به جايگاه ارزشمندي در سينماي ايران برساند به شرطي كه با قصه هايي جذاب و ارزشمند، فقط هوس پارتی بازي نكند!

     

    ماهنامه فیلم شماره 493/ تیر1394