رضا عطاران/اخلاقتو خوب کن

  • ...از همين دوست شنيده بود كه تازه برادري دارد كه او ديگر اعجوبه‌اي است براي خودش!

    سال ها پيش، برادرم در دوره آموزش سربازي در شاهرود با فردي آشنا شده بود كه مي گفت پديده اي است و كل سربازخانه را با رفتار و صحبت هايش از خنده رودوبر مي كند. از همين دوست شنيده بود كه تازه برادري دارد كه او ديگر اعجوبه اي است براي خودش! نام برادر، رضا عطاران بود. 

    مجموعه ساعت خوش، استعدادهاي بسياري را در عرصه طنز و كمدي تقديم سينما و تلويزيون كرد كه تعدادي از آن ها تا سال هاي بعد خوش درخشيدند، اما اعجوبه آن جمع، باز رضا عطاران بود، شك داريد برويد مجموعه را پيدا كنيد و در عيد ببينيد!

    اما آيا رضا عطاران حتي با وجود دارا بودن "ژن كمدي"اش، مي توانست موفقيت سال هاي بعدش را همان موقع پيش بيني كند كه روزي در قله بازيگري طنز و كمدي قرار خواهد گرفت و موفقيت مالي هر فيلمي را تضمين خواهد كرد، اين را من مطمئن هستم مي دانسته، خودش را نمي دانم!

    عطاران از همان ساعت خوش جز گروه نويسندگان مجموعه هم بود، يعني جدا از استعداد ايفاي نقش، اين توانايي را داشته كه حتي في البداهه به نقش چيزي اضافه يا كم كند، يا درجا لحظه بامزه اي خلق و اين ذوق و دست به قلم بودنش و هنر طنز نويسي  و ذهن به شدت فعال و آماده اش بعدها عجيب، هم به كمك بازيش آمد و هم به كمك كارگردان و فيلم هاي ديگر كه اكنون بايد به او لقب آقاي اين روزهاي سينماي كمدي ايران را داد. رضا كاهاني به اين ويژگي ها اضافه كرده:" عطاران به شدت متكي به تمرين است و منظم. ايده هاي بسيار خوبي هم دارد و پيشنهاد هايش در راستاي بهبود كار است و به درد فضاي فيلم مي خورد."

     بي خود و بي جهت، هوو، توفيق اجباري، ورود آقايان ممنوع و خروس جنگي كه همگي جز آثار موفق كمدي و طنز يا با رگه هايي از طنز اجتماعي سال هاي اخير سينماي ايران هستند را بدون او هيچ وقت تصور كرديد كه با كدام بازيگر مي توانستند به موفقيت برسند، نمي رسيدند. حتي چهره، خنده ها، نوع بيان و صدا و سر کم مويش هم در بامزه بودن او موثر بوده است. به قول كمال تبريزي:" عطاران ويژگي هاي مثبت هم در ميميك و هم در بيان و هم در شكل و شمايلش وجود دارد كه خيلي تاثيرگذار است". و تازه جالب اين جاست كه با همه توانايي هايش در عرصه سينماي كمدي كه هميشه با او خنديديم و حتي اگر او را در خيابان در حال قدم زدن هم ببينيم ممكن است باز خنده اي به چهره مان بياورد، دو، سه سال پيش در نقشي بازي كرد كه مي توانستي بنشيني و برايش زار زار گريه كني و دهليز هم يكي از نقطه عطف هاي كارنامه او است. و بازيگر بايد چه قدرتي داشته باشد كه وقتي در نقشي خارج از چهره پذيرفته شده اش، در فيلم متفاوتي ظاهر مي شود باز مورد استقبال مخاطب قرار بگيرد و تماشاگر به خاطر او باز به سينما بيايد. كه البته اين به وسواس عطاران در انتخاب نقش هاي اخيرش نيز مربوط است كه اعتماد تماشاگر را به تماشاي هر فيلمي از خود جلب كرده. 

    غيبت او در جشنواره فجر سال گذشته با عدم حضور فيلم هايش بسيار محسوس بود. در جشنواره قبل ترش كه او با سه فيلم طبقه حساس، كلاشينكف و ردكارپت حضور داشت، همين حضورش در برج ميلاد و تصاوير و گفت و گوهايش خود سرشار از لحظه هاي طنز بود. جايي گزارشگر از او پرسيد حالا كه كانديد جشنواره شده ايد خوشحال مي شويد جايزه بگيريد و او با لحن و واکنشی جالب در پاسخ به اين سوال عجيب گفت:"من از تو مي پرسم، خود تو خوشحال نمي شدي." يا هنگام نمايش فيلمش براي اهالي رسانه در برج، كلي به دنبال او مي گردند كه بيايد براي معارفه پيش از نمايش كه پس از كلي جستجو مي بينند در آرامش، گوشه اي از برج نشسته سيگار مي كشد. تازه وقتي هم آمد فقط گفت با حرف هاي بي ربط(البته من مودبانه اش را نوشتم!) وقت تان را نمي گيرم و رفت. خب يكي از دلايل موفقيتش در جنس كاري كه انجام مي دهد چه روي پرده چه بيرون آن، همين راحتي و شوخي هايش با زندگي است كه سبب خنده مي شود. جايزه عطاران در آن دوره كه گفته مي شد چون عصباني نيستم از بخش مسابقه خارج شده و به وحيد محمدزاده نرسيده نصيب عطاران شده، به گمان من از اول حق خودش بود.

    بازي او در طبقه حساس با توجه به موضوع حساس آن كه بايد در مرز شوخي و جدي قرار مي گرفت با ظرافت اجرا و طنز شيريني را به وجود آورده بود. سكانس مجلس ختم كه او جلوي صورتش را گرفته و مشخص نمي شود كه دارد مي گريد يا مي خندد و از مجلس بيرون مي آيد و اين سكانس را با توانايي خاصي بازي مي كند يكي از لحظه هاي اوج بازيگريش در سينما است.حضور عطاران در كلاشينكف به عنوان يك نقش مكمل، روحي سرشار از شادابي را به فيلم تزريق كرد كه آن فيلم نيز بيشتر ديده شود. و ردكارپت كه گرچه نسبت به فيلم نخستش خوابم مي آد، حركتي رو به جلو نبود و موضوع خوش آب و رنگش براي تماشاگر رنگ و بوي چنداني نداشت اما مصداق نمونه اي بود از فيلمي كه بازيگر مي تواند فيلمي را از شكست نجات دهد، نجات عطاران توسط عطاران. او در ردكارپت با محتواي فقير قصه، بازي پرقدرت هميشگي اش را اجرا كرد تا تماشاگر حداقل يك رضا عطاران شيرين ديگر را تجربه كرده باشد. بازي او در هر سه فيلم بنا به جنس و اندازه حضورش، شكل هاي متنوع و  متفاوتي از طنز بود.

     هنوز هيچ يك از فيلم هاي تازه او به نمايش در نيامده است اما باز هم مي توان انتظار داشت، كه عطاراني را خواهيم ديد كه نمي خواهد با لودگي و به هر قيمتي تماشاگر را به وجد آورد و دقيق مي داند چه موقع با پيژامه در انظار ظاهر شود!

    سومين همكاري او با رضا كاهاني در استراحت مطلق كه در نوروز اکران می شود با توجه به تجربه هاي موفق قبلي اين دو در كنار يكديگر، مي تواند به غناي كارنامه بازيگري او افزوده باشد. خودش درباره اين حضور دوباره مي گويد:" يكي از جذاب ترين كارگردان هايي كه تاكنون در سينما با وي كار كرده ام كاهاني است كه سركار خيلي به آدم خوش مي گذرد. اين فيلم هم مانند دو كار قبلي مان موضوع جدي دارد كه با شيرينی هايي همراه است."

    بازي عطاران در نخستين تجربه كارگرداني محسن تنابنده و حضور اين دو ستاره در گينس، طراوت را به سينماها خواهد آورد و درباره بازي اش در نهنگ عنبر(سامان مقدم) مي گويد:"اين نخستين بار بود كه در يك فيلم طنز با گريم هاي متفاوت، سنين مختلف شخصيتي را بازي كردم كه تجربه جذابي بود." عطاران اين روزها مشغول آماده كردن مقدمات آغاز فيلمبرداري سومين ساخته خود بربادرفته نوشته امير مهدي ژوله بر اساس طرحي نوشته خودش با موضوع طنز اجتماعي است كه اميدوارم در اين فيلم خوابش ببرد و روي فرش قرمز نرود!

    با اين وصف سال جديد، سالی پركار و در صورت اكران همه اين فيلم ها سال پرفيلمي برای او خواهد بود كه به نظر مي رسد از هم اكنون بايد صفحه اي از شماره نوروز آينده را دوباره برايش درنظر داشت.

    البته همه اين تعريف و تمجيدها دليل بر آن نيست كه او اخلاقش را خوب نكند و باز هم در فيلم هاي بعدي چند صحنه دستشويي و توالت را اضافه كند! او ديگر حواشي كه با بعضي صحبت ها براي خودش درست مي كند را لابد خوب مي شناسد  و حتما براي آن كه هميشه در اوج بماند بهتر از هر كسي مي داند چگونه از كاستي ها دوري كند.

    سال گذشته در پايان گفت و گوي مجله با عطاران، قرار بود عكس هايي از او در حالت هاي مختلف گرفته شود. مدتي كه گذشت از امير محصصي عكاس مجله در اتاقش سراغ عطاران را گرفتم و پرسيدم كه رفت، بيرون پنجره اتاقش را نشان داد. عطاران در حد فاصل طبقه چهارم و پنجم، كنار كولر در حالتي نامتعادل ، با لبخند هميشگي و در حالت بسيار كميكي گفت، نه من اينجام! برادرش راست گفته بود او اعجوبه است. 

     

     

    - عنوان مطلب، نام فيلمي به كارگرداني مسعود اطيابي با بازي رضا عطاران است.

    - مطلب در ماهنامه فیلم/شماره نوروز1394 به چاپ رسیده است. عکس از امیر محصصی فر